X
تبلیغات
هم نفسان عاشق

هم نفسان عاشق

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله

میرحسین موسوی توسط لباس شخصی‌ها ترور شد

فوری// میرحسین موسوی توسط لباس شخصی‌ها کشته شد

بنا بر اخبار موثق از منبعی که نمی‌خواست نامش فاش شود، مطلع شدیم که میر حسین موسوی در راه آرمان‌های سبز توسط عده‌ای از لباس شخصی‌ها کشته شد.

یکی از شاهدان با دادن این اعلامیه ترحیم به خبرنگار ما، این خبر هولناک را که نشان از ابعاد جدید جنایات خیلی فجیع نظام می‌دهد، به اطلاع ما و جنبش سبز رساندند.
شاهدان عینی به گزارشگر ما گفتند، چند نفر که لباس شخصی داشتند، حوالی خیابان آزادی، نرسیده به شادمان، با باتوم بر ملاج موسوی زدند. ناگهان خون فوران کرد. مردم که خیلی ترسیده بودند فرار کردند. بعد یک تیم لباس شخصی‌های دیگر که…

بنا بر اخبار موثق از منبعی که نمی‌خواست نامش فاش شود، مطلع شدیم که میر حسین موسوی در راه آرمان‌های سبز توسط عده‌ای از لباس شخصی‌ها کشته شد.

یکی از شاهدان با دادن این اعلامیه ترحیم به خبرنگار ما، این خبر هولناک را که نشان از ابعاد جدید جنایات خیلی فجیع نظام می‌دهد، به اطلاع ما و جنبش سبز رساندند.

اعلامیه ی فوت میرحسین موسوی

اعلامیه ی فوت میرحسین موسوی

شاهدان عینی به گزارشگر ما گفتند، چند نفر که لباس شخصی داشتند، حوالی خیابان آزادی، نرسیده به شادمان، با باتوم بر ملاج موسوی زدند. ناگهان خون فوران کرد. مردم که خیلی ترسیده بودند فرار کردند. بعد یک تیم لباس شخصی‌های دیگر که همه‌شان کت شلوار پوشیده بودند، به محل حادثه آمده، روی پاهای موسوی، اسید ریختند. همچنین عده‌ای دیگر از لباس شخصی‌ها که کت تنشان نبود، در وسط خیابان آتش درست کردند.

شاهدان عینی در پاسخ گزارشگر ما که آنها با آتش چه می خواستند بکنند، گفتند: آنها می خواستند جنازه موسوی را آتش زده و در خیابانی حوالی جاده ساوه بیندازند. اما به دلیل حضور سبزها موفق نشدند. ولی متاسفانه موسوی به دلیل کهولت سن بر اثر همان باتوم و اسیدپاشی، فوت کرده است.

شاهدان عینی گفتند: موسوی یک لباس تمام سبز پوشیده بود. و شب قبل به زهرا رهنورد گفته بود که فردا من را می‌کشند! شما جنبش سبز را ادامه دهید تا به تشکیلات راه سبز امید برسید. وقتی به آزادی رسیدید، بپیچید سمت راست!

میرحسین غمگین! شب قبل از کشته شدن

میرحسین غمگین! شب قبل از کشته شدن

به این ترتیب لیست شهدای جنبش سبز به ۷۳ رسید و ما می‌توانیم هر سال ماه مهر عزاداری راه بیندازیم!

از آنجا که صدا و سیمای دروغگو حتما برای فریب مردم دست به ساخت برنامه‌های خیلی کثیف خواهد زد و شخصی را به نام میرحسین موسوی نشان خواهد داد تا جنبش سبز را نابود کند، پیشاپیش نکاتی را ذکر می‌کنیم:

۱٫ این فردی که پیدا شده جعلی است و میرحسین موسوی واقعی واقعی کشته شده و مخفیانه به خاک سپرده شده است. (!)

۲٫ علتی که خانواده‌ی میرحسین موسوی واقعی این خبر را تکذیب نمی‌کنند، ترس از دچار شدن به سرنوشت اوست. (!)

۳٫ در مراسم ختم این فرد آقای مهندس موسوی شرکت کرده و چون ایشان هیچگاه اشتباه نمی‌کنند و اساساً ملاک تشخیص حق، قول و فعل ایشان است پس بنابراین او کشته شده است. (!)

۴٫ کشته شدن او از بدیهیات است به همین خاطر نیازی به مدرک نیست، ضمناً هر مدرکی دال بر دروغ بودن این ادعا جعلی است. (!)

۵٫ اگر انسان در یک مورد اشتباه کند و بعد متوجه شود و به اشتباه خود اقرار کند، نشانه‌ی ترس و بزدلی اوست. (!)

۶٫ موج‌سواری بر روی اخبار دروغ و بدون سند نشانه‌ی شجاعت، حق‌طلبی و تعهد فرد به دفاع از حقوق شهروندیست. (!)

۷٫ حالا به فرض هم که این خبر دروغ باشد، خبر مرگ ترانه موسوی و سعیده پورآقایی را چه می‌گویید که به آن شکل فجیع جسد او سوزانده شد و در بیابان رها شد و پس از آنکه همه جسد سوزانده شده‌ی او را دیدند (!) به صورت مخفیانه به خاک سپرده شد. (!)

۸٫ مدرک و منطق برای کسی است که طالب حق است، کسی که دنبال جوسازی و غوغاسالاریست که مدرک نیاز ندارد. مگر برای این ادعا مدرکی ارائه شده که برای تکذیب آن مدرک ارائه می‌دهید؟ (!)

*خبرگزاری «سبز» از طرفداران پروپاقرص حقوق شهروندی، آزادی، دمکراسی و غیره و حامیان شعار «دانستن حق مردم است.»


((چند شب پیش به همراه دوستان در خوابگاه مشغول تناول چیپس پفک تخمه ودیدن هنر نمایی  دوستان سبز اموی در مراسم تشییع جناز ه ی منتظری بودیم که ناگهان پیامکی آمد بدین شرح" موسوی در مسیر بازگشت از قم ترور شد" ما هم که کلی ناراحت شده بودیم از اینکه سوژه ی  خنده به این نازی را از دست داده ایم جهت پی بردن به صحت این خبر مبارک با منابع خبری تماس گرفتیم که جز العربیه منبع دیگری تایید نکرد خوشبختانه یا متاسفانه!!!

این شایعات که با انگیزه های سیاسی ( ناراحت کردن دشمنان سبز اموی ) رواج داده می شود خود سوژه ی مطلب طنز دوست عزیزم علی آقا شد.))

از این به بعد باید منتظر شنیدن شایعاتی از این دست باشیم .

به امید روزی که فتنه گران به دست قانون نابود شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 11:31  توسط یکی ازهم نفسان  | 

کلام شهید دکتر مصطفی چمران

 

شهید دکتر چمران

 

 

رقص مرگ !

متن زیر آخرین نوشته دکتر چمران می باشد که چند دقیقه قبل از شهادت آن را نگاشته است :

(( ای حیات ! با تو وداع می کنم ، با همه مظاهر و جبروتت . ای پاهای من ! می دانم که فداکارید ، و به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت – صاعقه وار به حرکت در می آیید ، اما من آرزویی بزرگتر دارم . به قدرت آهنینم محکم باشید . این پیکر کوک ، ولی سنگین از آرزوها و نقشه ها و امیدها و مسئولیت ها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید . در این لحظات آخر عمر ، آبروی مرا حفظ کنید . شما سالهای دراز به من خدمتها کرده اید . از شما آرزو می کنم که این آخرین لحظه را به بهترین وجه ، ادا کنید . ای دستهای من ! قوی و دقیق باشید . ای چشمان من ! تیزبین باشید . ای قلب من ! این لحظات آخرین را تحمل کن . به شما قول می دهم که پس از چند لحظه همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید . من چند لحظه بعد به شما آرامش می دهم ، آرامشی ابدی . چه ، این لحظات حساس وداع با زندگی و عالم ، لحظات لقای پروردگار و لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد . ))

در راه تو

من مسئولیت تام دارم که در مقابل شداید و بلایا بایستم ، تمام ناراحتی ها را تحمل کنم رنجها را بپذیرم ، چون شمع بسوزم و راه را برای دیگران روشن کنم .

ای خدا، من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان ، مرا از این راه طعنه زنند . باید به آن سنگ دلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر می فروشند ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد . باید همه آن تیره دلان مغرور و متکبر را به زانو در آورم ، آنگاه خود خاضع ترین و افتاده ترین فرد روی زمین باشم .

ای خدای بزرگ ، این ها که از تو می خواهم چیزهائیست که فقط می خواهم در راه تو به کار اندازم و تو خوب می دانی که استعداد آن را داشته ام .

تو ای خدای من ، می دانی که جز راه تو و کمال و جمال تو آرزویی ندارم ، آنچه می خواهم آن چیزی است که تو دستور داده ای و می دانی که عزت و ذلت به دست توست و می دانم که بی تو هیچ ام و خالصانه از تو تقاضای کمک و دستگیری دارم .

حتی یک لحظه

ای مادر هنگامی که فرودگاه تهران را ترک می گفتم تو حاضر شدی و هنگام خداحافظی گفتی (( ای مصطفی ، من تو را بزرگ کردمم ، با جان و شیره خود تو را پرورش دادم و اکنون که می روی از تو هیچ نمی خواهم و هیچ انتظاری از تو ندارم ، فقط یک وصیت می کنم و آن این که خدای بزرگ را فراموش نکنی . ))

ای مادر ، بعد از 22 سال به میهن عزیز خود باز می گردم و به تو اطمینان می دهم که در این مدت دراز حتی یک لحظه خدا را فراموش نکردم ، عشق او آن قدر با تار و پود وجودم آمیخته بود که یک لحظه حیات من بدون حضور او میسر نبود .

به امام موسی صدر

وصیت می کنم به کسی که او را بیش از حد دوست می دارم . به معشوقم ، به امام موسی صدر ، کسی که او را مظهر علی می دانم ، او را وارث حسین می خوانم ، کسی که ... از این که به لبنان آمدم و پنج یا شش سال با مشکلاتی سخت دست به گریبان بوده ام متاسف نیستم . از این که آمریکا را ترک گفته ام ، از این که دنیای لذت و راحتی را پشت سر گذاشتم ، از این که دنیای علم را فراموش کردم ، از این که از همه زیبایی ها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشته ام متاسف نیستم ...

تو ای محبوب من ، دنیایی جدید به من گشودی که خدای بزرگ مرا بهتر و بیش تر آزمایش کند . تو به من مجال دادی تا پروانه شوم ، تا بسوزم ، تا نور برسانم ، تا عشق بورزم ، تا قدرت های بی نظیر انسانی خود را به ظهور برسانم ...

امام من ، منی که وصیت می کنم ، منی که تو را دوست می دارم ... آدم ساده ای نیستم . من خدای عشق و پرستشم ، من نماینده حق ، مظهر غداکاری و گذشت ، تواضع ، فعالیت و مبارزه ام . آتشفشان درون من کافیست که هر دنیایی را بسوزاند ، آتش عشق من به حدی است که قادر است هر دل سنگی را آب کند ، فداکاری من به اندازه ایست که کمتر کسی در زندگی به آن درجه رسیده است ...

کسی که وصیت می کند آدم ساده ای نیست ، بزرگترین مقامات علمی را گذرانده ، سردی و گرمی روزگار را چشیده ، از زیباترین و شدیدترین عشق ها برخوردار شده ، از درخت لذات زندگی میوه ها چیده ، از هر چه زیبا و دوست داشتنی است برخوردار شده و در اوج کمال و دارایی ، همه چیز را رها کرده و به خاطر دفی مقدس ، زندگی دردآود و اشک بار وشهادت را قبول کرده است . آری ای محبوب من ، یک چنین کسی با تو وصیت می کند ...

پیام حضرت امام خمینی ( ره ) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران

به مناسبت شهادت دکتر مصطفی چمران

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

شهادت انسان ساز سردار پرافتخار اسلام ومجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به ملاء اعلی دکتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی عصر ارواحنا فداه تسلیت و تبریک عرض می کنم . تسلیت از آن رو که ملت شهید پرور ما سربازی را از دست داد که در جبهه های نبرد با باطل ، چه در لبنان و چه در ایران حماسه می آفرید و یرلوحه مرام او اسلام عزیز و پیروزی حق بر باطل بود . او جنگجویی پرهیزکار و معلمی متعهد بود که کشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت و تبریک از آن رو که اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملتها و توده های مستضعف می کند و سردارانی همچون او در دامن تربیت خود پرورش می دهد . مگر چنین نیست که زندگی عیده و جهاد در راه آنست ؟

چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیر وابسته به دستجات و گروههای سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی ، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد . او در حیات با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد او با سرافرازی زیست و با سر افرازی شهید شد و به حق رسید .

هنر آنست که بی هیاهوی سیاسی و خودنمایی های شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند ، نه هوی ، و این هنر مردان خداست .

او در پیشگاه خدای بزرگ با آرو رفت . روانش شاد و یادش بخیر . و اما ما می توانیم چنین هنری داشته باشیم ؟ با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیات برهاند .

من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان ، بلکه به ملتهای مسلمان و قوای مسلح و رزمندگان در راه حق و به خاندان و برادر محترم این مجاهد عزیز تسلیت عرض می کنم و از خداوند تعالی رحمت برای او و صبر و اجر برای بازماندگان محترمش خواهانم .

                                                                                      1/4/1360

                                                                             روح الله الموسوی خمینی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:42  توسط یکی ازهم نفسان  |